بهرام پور
تندخوانی انتشارات پژواک کیوان

با توجه به وضعیت مالکیت حقوقی این اثر، امکان دانلود آن وجود ندارد. اگر شما نسبت به این اثر محق هستید می‌توانید اجازه نشر الکترونیکی تمام یا بخشی از آن را به ما بدهید و یا آنرا از طریق کتابناک به فروش برسانید.
برای اطلاعات بیشتر صفحه «قوانین» و «فروش کتاب الکترونیکی» را مطالعه کنید.

وداع با اسلحه

وداع با اسلحه ( A Farewell to Arms) رمانی از ارنست همینگوی (۱۸۹۹-۱۹۶۱)، نویسنده امریکایی و برنده جایزه نوبل ادبیات، که در سال ۱۹۲۹ منتشر شد.
سرخوردگی از چیزهای مقدس و وازدگی از کلمات مجرد یکی از مشخصات اصلی نسل بعد از جنگ جهانی اول بود. جوانانی که با شور و شوق به جبهه رفته بودند، از آنچه مقدس و پر افتخار بود رمیدند و آن قدر کلمات پرطمطراق در گوششان فرو خوانده شد که حالت آشوب به آنها دست داد...همینگوی بهتر از هر کسی این حالت را دریافت و ...
سادگی بی‌خدشه این رمان، زیبایی کم‌نظیری به آن می‌دهد. هنر همینگوی در این است که موضوعی رمانتیک را به طرزی غیررمانتیک نقل می‌کند، و این نکته تناقضی بس گیرا به وجود می‌آورد که سخت‌گیرترین خواننده‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد. در اوایل ۱۹۱۷، هنری به عشق اعتقاد ندارد و جنگ به نظرش ورزشی سرگرم‌کننده می‌آید؛ اما در پایان همان سال، به حقیقت عشق و جنگ پی می‌برد. هنر نویسنده درمحسوس گرداندن این تحول خاصه بدان سبب است که نه دست به تجزیه و تحلیل می‌زند و نه دست به نقل جمله‌های سنگین و پرمعنی، بلکه فقط به واقعیت و مطالب عینی و روزمره اکتفا می‌کند. اگر هنری تغییر کرده‌است، بدان سبب است که زیسته و آموخته‌است. رمان بدان اکتفا می‌کند که آنچه او می‌بیند به ما نشان دهد و ملاحظات او را منعکس کند. خواننده، قهرمان داستان را گام به گام دنبال می‌کند و نرم نرم، بدون آشفتگی، به جایی می‌رسد که او را دوست بدارد و خود را جای او بگذارد. سرانجام باید گفت سبک همینگوی چنان نرم و هموار است که هیچ تلاش و تقلایی را نشان نمی‌دهد. این سبک، که در آن زمان انقلابی تلقی می‌شد، نویسندگان بسیاری، به خصوص امریکاییان را تحت تأثیر قرار داد. همه آنها کوشیدند، در حد توان خود، از همینگوی تقلید کنند، ولی بیهود بود. چون همینگوی شگردهایی خاص خود دارد که برخلاف معمول، به نوشته‌هایش طبیعی بودنی ستایش‌انگیز می‌بخشد. گفتگوها و سرگذشتها در یکدیگر حل می‌شوند و به صورتی زلال، به گونه‌ای تحسین برانگیز زلال، جریان می‌یابند.

از سایت زندگی خوب و تاپیک رمانهای کلاسیک

حق تکثیر:
[ تهران ]: نیلوفر، ۱۳۸۷

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.

» کتابناکهای مرتبط:
جایی تمیز و روشن
پیرمرد و دریا
تپه هایی چون فیل های سفید

آگهی
نسخه ها
نقدها

  نقد کتاب وداع با اسلحه  س بهمن ۱۳۸۹    توسط mehdi57 

آگهی
4.6 / 5
با 1253 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1


دیدگاه‌ها: 75
۱۳۸۸/۰۳/۲۲

بوک یار
آسان نشر

پاسخنگارش دیدگاه
Moradihadi
Member
واقعا یکی از بهترین کتابهاست واقعا عقده لذت رو نسبت به این کتاب دارم♥
نقل قول  
naser biniaz
Member
بی شک یکی از بهترین کتابهاییست که تا به حال خوندم
نقل قول  
مری بلا
Member
خیلی برام پیش اومد ک در طی دوران تحصیلم در رشته ی ادبیات انگلیسی، آثار مشهوری رو بخونم ک بشدت دلمو زده باشن و یک اثر یک تنه میل ب مطالعه _ ک در تک تک سلولام جریان داره_ رو ب یک باره بخشکونه.و مدتها طول بکشه تا باز روی فُرم بیام!!!
برعکس آثار نچندان مشهوری هم بودن ک روح و روانمو در جهت مثبت ب بازی گرفتن.
صد البته ک "وداع با اسلحه" جزو دسته ی اول بود و بشدت منو همینگوی زده کرد!! ب حدی ک بدجنس شدم و گفتم اثری ک سرپایی نوشته شده باشه خب بهتر از این نمیشه!! شاید برای اون دسته از دوستانی ک نمیدونن جالب باشه ک بدونن همینگوی عادت داشته سرپا بایسته و بنویسه!!!نمیدونم آیا واریس هم گرفته یا نه اما مطمئنا گاهی خسته شده و سعی کرده ی جوری سرو ته اثرو بهم بیاره!
این نظر شخصی بنده است.توصیه میکنم خودتون "وداع با اسلحه" رو بخونید ......شاید برای شما منجر ب "وداع با مطالعه " نشه! برای من ک سرآغاز "وداع با آثار همینگوی بزرگ" بود.
نقل قول  
اثری کاملا متوسط ..
پیرمرد و دریا بهترین اثر همینگوی است و از بهترین های قرن 20 .....
نقل قول  
Tadbir
Member
من این کتاب را به پیرمرد و دریا ترجیح می دهم
نقل قول  
رمان های امریکایی یک واقع گرایی خاصی دارند که حتما به یکبار خواندن می ارزند.
نقل قول  
yokimura
Member
سریعتر یه لینک دانلود قرار بدین نمیخاین که با این کتاب واع کنم
نقل قول  
khodash
Member
بسیار عالیییییییییییییییییییییییییییییییییی ییییییییییییییییییییی بود.
فرمانده پدر شوهرم این کتاب رو زمان جنگ بهش یادگاری داده بود
نقل قول  
shforootan
Member
افتضاحه در معنی واقعی کلمه.هیچی نیست هیچی فقط هجویاته
نقل قول  
Btaraf
ویرایشگر VIP
این کتاب و آهنگ منو یاد هم میندازن:
دنیای ما اندازه ی هم نیست..می بوسمت اما نمی مونم.. تو دائم از آینده می پرسی.. من حال فردامم نمی دونم..
شخصا شیفته ی وقتیم که عاشق میشه دیگه
و پوچی پایان.. و پوچی پایان!
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You