بهرام پور
تندخوانی انتشارات پژواک کیوان

تاریخ فلسفه غرب

تاریخ فلسفه غرب

نویسنده:
.
معرفی کتاب:
آن تصوری از زندگی و جهان که «فلسفی» نامیده میشود محصول دو عامل است یکی تصورات دینی و اخلاقی که ما به ارث برده ایم، دیگری آن نوع تحقیقی که میتوان علمی نامید به شرط آنکه این کلمه را به وسیع ترین معنایش به کار بریم.در مورد نسبت دخالت این دو عامل در دستگاههای فلسفی نظر فلاسفه بسیار متفاوت است اما وجود مقداری از این دو عامل است که صفت مشخص فلسفه را تشکیل میدهد.
فلسفه حد وسط الهیات و علم است. مانند الهیات عبارت است از تفکر درباره موضوعاتی که تا کنون بدست آوردن دانش قطعی درباره شان میسر نشده است و مانند علم به عقل بشر تکیه دارد، نه بدلایل نقلی خواه مراد از دلایل نقلی سنت باشد خواه وحی و مکاشفه.

آلبرت اینشتین دربارۀ کتاب تاریخ فلسفۀ غرب گفته است:
«تاریخ فلسفۀ برتراند راسل کتابی است پر ارج. متحیرم که تازگی فرحبخش و اصالت این اثر را باید ستود یا حساسیت همدلی این متفکر بزرگ با اندیشمندان زمانهای بسیار دور را. نهایت سعادت می دانیم که نسل خشک و ددآسای زمان ما از وجود چنین مرد عاقل و باشرف و جسور، و در عین حال شوخ طبع، برخوردار است. کتابی است در اعلی درجه آموزنده، بسیار بلند مرتبه، و برتر از ستیزهای حزبها و تضاد عقیده ها.»

حق تکثیر:تهران: پرواز‏‫‏‏، چاپ ششم ۱۳۷۳

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.

» کتابناکهای مرتبط:
تاریخ فلسفه غرب
تاریخ فلسفه
جهانی که من می شناسم

آگهی
نسخه ها
PDF
حجم: 7 مگابایت
دریافت ها: 71785
تعداد صفحات: 622
4.6 / 5
با 1026 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 66
۱۳۸۷/۱۱/۲۵

بوک یار
آسان نشر

پاسخنگارش دیدگاه
mahdiyusefi
Member
نقل قول از hoceyn:
فوق العاده بود.



من عاشق راسلم. بزودی اثبات قضیه مشهور راسل رو آپ می کنم. قضیه ای که می گه: مجموعه ی همه ی مجموعه ها وجود ندارد.(اثبات رد وجود خدا)


دوست گرامی چیزی که شما می فرمایید قضیه نیست بلکه یه راه حل برای حل یک تناقض در منطق است. که بیان می کند"مجموعه ای که شامل اعضایی باشد که عضو خودش نیست وجود ندارد"
مجموعه ی همه مجموعه ها وجود دارد به نیکی نیز وجود دارد. و البته این مسئله مطلقا نه ربطی به وجود خدا دارد نه عدم وجودش.
نقل قول  
rezasabet
Member
هنوز کتاب را نخوانده ام لیکن با شناختی که از راسل و نجف دریابندری دارم قطعا نبایستی خالی از لطف باشد.پس از مطالعه مجددا اظهار نظر خواهم کرد.
نقل قول  
khalil67
Member
خدا حفظ کند آقا نجف دریابندری را.
نقل قول  
iamthebest
Member
جایزه نوبل رو برای اتوبیوگرافی راسل دادن نه این اثر...
نقل قول  
iman2032
Member
کتابی که روح معنی توش جاریه
نقل قول  
hidrogenazna1
Member
نمی دونم این اقای mohamad _r خودش درس فلسفه خونده یا خیر
نقل قول  
ازاینکه می توانم کتاب های مورد نیازم را مطالعه کنم بسیار خوشحالم باتشکر
نقل قول  
said61
Member
نقل است که دو نفر در زبان انگلیسی به ساده نویسی معروفند یکی دیوید هیوم،دیگری راسل.
نقل قول  
sinohezag
Member
نقل قول:
از کجا معلوم که اراء اقای کاپلستون بی طرفانه است؟


تاریخ فلسفه ی کاپلستون را خوانده ام

کاپلستون در کل این کتاب مدافع سرسخت عقاید خویش است.
مثلا به صورتی مغرضانه فقط کمتر از 10صفحه از دموکریتوس می نویسد و مثلا حدود 200 صفحه از افلاطون.
مدام سعی در تبرئه ی مسیحیت دارد.
برای نمونه در جایی به طور کاملا واضح به اپیکور بی احترامی می کند
...
نقل قول  
khosro1952
Pro Member
نمی دونم این اقای mohamad _r خودش درس فلسفه خونده یا خیر آنچه که در دانشگاهای ایران تدریس می شود به قول سردار نقدی ترویج بی دینی است اینکه نوشته اند ؛در دانشگاه های ایران هم عمدتا تاریخ فلسفه باارزش فردریک کاپلستون تدریس میشود نیز سئوال من اینه که آیا ایشون کتاب رو با اصلش به زبان اصلی مقابله کرده اند یا خیر؟مزید اطلاع ایشان آقای فردریک کاپلستون(1907-1994) یک کشیش یسوعی بودند که این کتاب را در نه جلدبین سالهای( 1946-1974) به سفارش کلیسای کاتولیک نوشتند چنین کتابی هم معلومه چقدر بی طرفه. این رو هم بگم راسل خود را یک agnotic وatheist می نامید. اگرچه این دو فیلسوف یکبار در سال 1948 با هم مشاجراتی داشتند ولی راسل تا هنگام مرگش در سال1970 زندگی خود را صرف مبارزه با جنگ در ویتنام دفاع از سولژنیستن و دیگر معضلات دامنگیر اجتماع و ازادی نمود و وارد لفاضی با اقای کاپلستون نگردید.بر عکس اقای کاپلستون در هر فرصتی بر علیه ایشان سخن گفت .اینکه جرا راسل و پوپر موجب و زمینه ساز روی کار امدن هیتلر و استالین شده اندموضوعی است که که اقای mohamad _r باید بیشتر توضیح دهند.انچه که معلوم است پوپر پس از اشغال اتریش توسط المان نازی جلای وطن کرد .علت مخالفت این دو با ارای افلاطون را به نظر می اد که افلاطون ذر نظریه رویا پردازانه خود از مدینه فاضله چنین استنتاج می نماید که این جامعه بایستی توسط یک شاه فیلسوف ، یک ابر مرد درست از همان قماشی که نیتچه در چنین گفت زرتشت توصیف کرده و این ابر مرد در اسطوره قرن بیستم الفرد روزنبرگ در وجود هیتلر تجلی یافته است.چنین استنتاجی است که مرگ ازادی را رقم می زند و باعث ظهور دیکتاتور ها می گردد. از همین روست که باید با مارکس این پیغمبر جدید هم مخالفت کرد زیرا در نهایت بهشت اتوپیائی کمونیسم نیز جنایت کارانی مثل استالین راذر خوذ می پرورد. سخن اخر اینکه هیج دردی مثل بی طرفی نیست مگر ادمی سیب زمینی است که هیچ رگی نداشته باشد؟ ضمنا از کجا معلوم که اراء اقای کاپلستون بی طرفانه است؟
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You