بهرام پور
تندخوانی انتشارات پژواک کیوان

خاطرات و تالمات دکتر محمد مصدق

نویسنده:
.
محمد مصدق (۲۶ خرداد ۱۲۶۱ - ۱۴ اسفند ۱۳۴۵) سیاست‌مدار، دولت‌مرد، چند دوره نمایندهٔ مجلس شورای ملی، و نخست‌وزیر ایران در سال‌های ۱۳۳۰ تا ۱۳۳۲ بود.
وی همچنین به عنوان معمار ملی شدن صنعت نفت ایران که زیر نفوذ بریتانیا (شرکت نفت ایران و انگلیس بعدها بریتیش پترولیوم بی پی) بود شناخته می‌شود.


● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.

» کتابناکهای مرتبط:
عزم و عشق
زن بر سریر قدرت
شرح احوال و اشعار شاعران بی‌دیوان در قرن‌های ۳ و ۴ و ۵ هجری قمری

آگهی
نسخه ها
PDF
حجم: 27 مگابایت
دریافت ها: 47403
تعداد صفحات: 421
4.6 / 5
با 178 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 127
۱۳۸۹/۰۹/۲۹


پاسخنگارش دیدگاه
13440410
Member
اصلاح غلط تایپی : 1 ـ « دشمن » آمیزه یی از « دش » و « من » است ، به معنی « بد اندیش » ، کسی که کینه دیگری را در دل دارد و می کوشد به او آسیب برساند ....
نقل قول  
13440410
Member
اصلاح غلط تایپی : 1 ـ « دشمن » آمیزه یی از « دش » و « من » است ، به معنی « بد اندیش » ، کسی که کینه دیگری را در دل دارد و می کوشد به او آسیب برساند ....
نقل قول  
13440410
Member
[b]'kaydan':
"تعریف دشمن یا دشمنان در نظام های تک قطبی"
شاید یکی از بزرگترین معضلات فرهنگ سیاسی جامعه ایرانی همانا ورود واژه ای مبهم و نامفهوم ((دشمن)) است که .......


1 ـ « دشمن م آمیزه یی از « دش » و « من » است ، به معنی « بد اندیش » ، کسی که کینه دیگری را در دل دارد و به او آسیب برساند . این واژه به گواهی شاهنامه فردوسی ّ بیش از هزار سال پیش در ادبیات سیاسی کاربرد داشته و در عمل سیاسی نیز بسی بیش از امروز ساری و جاری بوده است . به هر رو ، دشمن با « منتقد / ناقد » ، « مخالف » و « رقیب » فرق دارد ولی هنوز در کشاکش جریان های سیاسی حتا در رویارویی با گفتار « هر کس چون ما نمی اندیشد » ، به وفور یافت می شود . 2 ـ ارزیابی مدعای گذر از مرده ریگ دوگانه اندیشانه « اهوره / اهریمنی » ، با بررسی گفتار مدعیان در باره تازش تازیان ، دین اسلام ، جنبش چپ ، حزب توده ، نواندیشی دینی ، جمهوری اسلامی و .... کار دشواری نیست اما سودمندی اش محل تردید است !
نقل قول  
kaydan
Member
دوستان آیا نسخه الکترونیک این کتاب در اینترنت موجود است؟

دکتر مصدق و رسیدگی فرجامی در دیوان کشور
بکوشش: سرهنگ جلیل بزرگمهر
نقل قول  
هیرکان
Member
حمایت میکردند و می کنند؟

این یک دفاع محدود بوده و است.

رفقا از زنده یاد مصدق تا هنگامی حمایت می کردند که نظام سرنگون شده و دولتی ضعیف و گرفتار اغتشاش توسط مصدق ایجاد و پس از مدتی بلوا و ناآرامی رفقای چپی قدرت را بدست بگیرند و این سناریویی است که در لهستان پس از پایان جنگ جهانی دوم و برخی کشور های اروپای شرقی تکرار شد.

در نهایت به دلیل ناتوانی در اداره کشور و تحریک قدرت های غربی به ایجاد آشوب نه از بابت دلنگرانی از سرنوشت آزادی مردم ایران بلکه به دلیل منافع؛ رفقای حاکم بر سرنوشت ایران لز برادر بزرگ عاجزانه دعوت به عمل می آوردند که با ورود آرتش سرخ به یاری خلق های در زنجیر ایرانستان بشتابند و سناریوی افغانستان تکرار می شد.
نقل قول  
نمیدونم چرا توده ای ها و کلا چپ ها اینهمه از مصدق حمایت میکردند و می کنند؟ کسی میدونه؟
نقل قول  
هیرکان
Member
نباید فراموش کرد که در ایران ما فر ایزدی قدمتی کهن دارد و دارنده این فر گویا به احدی پاسخگو نبوده است.
نقل قول  
kaydan
Member
در نتیجه:
هرگونه انتقادی برپایه هر استدلال و شواهد و عدله ای بی فایده خواهد بود چون انچه که نزد این باورمندان پیش از طرح هر گونه انتقادی از جانب منتقد یا منتقدین اظهر من الشمس بوده، همانا دشمنی است نه چیزی دیگر.
حال تا زمانی که ارزشهای عقلانی جای خود را به امر قدسی سازی در جامعه بدهد هرگونه انتقادی بی فایده بوده و نتیجه ای جز قبول و پذیرش بی چون و چرای صفت"دشمن" نخواهد بود.
نقل قول  
kaydan
Member
با این تفاسیر وقتی یک شخص مبدل به ترازو و معیاری برای سنجش میهن دوستی و وطن پرستی در یک کشور می گردد، نتیجتا چاره ای نیست جز حذف هرگونه صفات نکوهیده ای که باعث خدشه دار شدن این جایگاه قدسی گردد، در ذهن باورمندان به این اصل قائدتا هیچگونه خطایی راه پیدا نمی کند چون لازمه الوهیت یافتن یک عنصر انسانی یا یک نظام فکری همانا بری بودن از هرگونه عمل نادرست و نامعقول و ناصواب و ضد اخلاقیست.
شاید این خود یکی از دلایل مهمی باشد که پیروان یک ایدئولوژی یا یک فرد یا یک نظام فکری را به سمت عقاید رادیکالی سوق می دهد تاآنجا که دیگر هرگونه انتقادی را به آن عقیده یا آن امر قدسی بر نمی تابند.
نقل قول  
kaydan
Member
نقل قول از 13440410:

حق با شماست : اگر مصدق نخست وزیر نمی شد ، اگر نفت را ملی نمی کرد ، اگر در برابر مشروطه ستیزان نمی ایستاد .... بیگانگان با یاری دربار و اوباش همراه ، او را سرنگون نمی کردند .
مصدق هنوز ترازوی سنجش میهن دوستی در ایران است : دشمنانش ، دشمنان ایران و هواداران نوکری بیگانه و حامیان استبداد اند .


"تعریف دشمن یا دشمنان در نظام های تک قطبی"

شاید یکی از بزرگترین معضلات فرهنگ سیاسی جامعه ایرانی همانا ورود واژه ای مبهم و نامفهوم ((دشمن)) است که شاید بتوان تاریخ تکوین و آغاز ورودش به فرهنگ سیاسی زبان فارسی از چهار دهه اخیر دانست و از سویی آن را یکی از دستاوردهای مهم انقلاب 57 قلمداد نمود که تاکنون به شیوه ای کاملا ابزاری، همچون خط قرمزی برای جدایی میان خودی و بیگانه مورد استفاده مکرر قرار گرفته است!
این شیوه دشمن خطاب نمودن دیگران بدون درک درست از مفهوم و بار معنایی این صفت آنهم تنها به این دلیل که استفاده از واژه "مخالف" و "منتقد" در فرهنگ سیاسی ما چندان کاربرد منطقی و عقلانی ندارد خود به منزله معضل و چالش عمیقی در عرصه فرهنگی جامعه ایرانی مبدل گردیده است،تا بدانجا که با مشاهده کوچکترین انتقاد و مخالفتی(چه از سوی خودی و بیگانه) بی تامل و بی ملاحضه و بدون مد نظر قرار دادن پرنسیب های دیپلماتیک به آن دست می یازیم و کوچکترین توجه ای به عواقب آن نیز نداریم.
لازم به آوردن مثال نیست چون مطمئنا همگی بخوبی با کاربرد آن آشنا هستیم و چه بسا که در این دهه بسیار بسیار(و بازهم بسیار....!) مبارک فجر که آغازش از روز 12 بهمن تا 22 بهمن ، که اوج بکار گیری این واژه نیز می باشد کاملا آشنا و واقف هستیم.
باری، آنچه که جای تعجب است گستردگی استعمال و استفاده این واژه در نظرات جمعی احزاب و اپوزیسیون های داخلی و خارجی که گاها می توانند نظراتی کاملا مخالف یکدیگر نیز داشته باشند ولی آنچه که در جمع آنان مشترک است همانا استفاده از همین واژه((دشمن)) است!
با این وجود به عقیده من برای درک بهتر از چیستی و چرایی استعمال مکرر این واژه تنها راهکار بازگشت به حافظه تاریخی جامعه ایرانیست که منشاء آن را میتواند به ما نشان دهد.
اصولا در فرهنگ سیاسی ما(ایرانیان) چنین تصوری با خطوطی عمیق به تصویر کشیده شده است که، "آنکه با من نیست لاجرم برمن است".

به همین دلیل است که با الوهیت بخشیدن به یک عنصر موافق که در علم روانشناسی به آن کهن الگو می گویند و با سمبل و نماد قرار دادن آن در قالب یک عنصر مقدس معیارهایی را برای آن در قالب یک چهارچوب مشخص می نماییم که هرآنچه که خارج از این قالب بیان گردد مبدل به "دشمن" میگردد!
در اینجا عنصر مقدس در نزد پیروان او همانا فردیت و شخصیتی به نام" مصدق " است.
در نزد دیگر صاحبان ایدئولوژی همچون ولایی ها این عنصر مقدس میتواند یک نماینده دینی با معیارهایی با صفات مطلقه باشد!و....الخ.
شاید بتوان گفت در اکثریت نظام های فکری که در راس آن فردی به یک جایگاه قدسی دست می یابد هرگونه نقد و انتقاد و فرد یا گروه منتقدی مبدل به "دشمن" می گردد.



نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You