Hiweb بوکیار - دانلود کتاب های انگلیسی دانشگاهی و علمی

بکت، چشم براه گودو

ساموئل بکت یکی از مشهورترین نویسندگان قرن بیستم است. او زندگی پر تلاطم و فعالی داشت و بیشتر عمرش را در سفر و مهاجرت گذراند. بکت با آنکه میهنش را ترک کرده بود، به آن عشق می ورزید. در واقع مخاطب اصلی آثارش مردم ایرلندند. فردسان هایش خصوصیات ایرلندی دارند. آنها مجسم کنند? وضعیتی محصور و زندانی و به ویژه در انتظار قوت زندگی و مرگند. بکت هیچ موضع سیاسی چپ یا راست نداشت و همواره مستقل و انسان باقی ماند. او دربار? آثارش سخن نمی گفت و به همین جهت، هر کس به زعم خود آثار او را تفسیر می کند و آنها که او را نشناخته اند او را مأیوس و آثارش را مبهم می انگارند. نمایشنام? چشم به راه گودو، جزو آثار کلاسیک قرن بیستم به ثبت رسیده است. گودو، نامی است که هیچ ارتباطی به خدا (‹گاد› به زبان انگلیسی) ندارد. برخلاف تفسیر بعضی از ناقدان زمان جنگ سرد، این نمایشنامه نه پوچ است و نه یأس آور. جهان شمولی آن از آنجا ناشی می شود که در دنیای بی عدالتی ها، جنگ ها، رنج ها، دروغ ها، تهمت ها، استعمارها و استثمارها هم? انسان ها چشم به راه یک منجی هستند و در انتظار، معنایی برای زندگی می جویند و امیدوارند.

حق تکثیر :
مقاله - از نشریه هنرهای زیبا ،ش۳۱ ، پاییز۱۳۸۶ : ص۱۱۱-۱۲۰

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.

» کتابناکهای مرتبط:
امید
شکنجه و امید
در بهترین انتظار

آگهی
نسخه ها
PDF
حجم: 288 کیلوبایت
دریافت ها: 13586
تعداد صفحات: 10
4.4 / 5
با 69 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 7
۱۳۸۹/۰۹/۰۴


پاسخنگارش دیدگاه
دوستان اگر اهل بخیه باشند توجّه کرده اند که حقّاً مقاله ی بسیار کم نظیری است این . . . من مقاله ای به این خوبی درباره ی این اثر نخوانده ام.

نویسنده، استاد احمد کامیابی مسک، دارای نشان شوالیه دولت فرانسه و یکی از مهم ترین اساتید نمایش آوانگارد فرانسه هست در جهان. او که با بزرگان نمایش آوانگارد حشر و نشر هم داشته و مخصوصاً با یونسکو و بکت رفاقت هم داشته، خود هم دستی به قلم نمایش نامه نویسی دارد. علاوه بر ترجمه های فراوان و پژوهش های گران سنگ، نمایشنامه ای به نام در جستجوی دوست نگاشته و در سازمان ملل و در تهران هم به زبان پارسی روی صحنه برده: اقتباسی فوق العاده از شازده کوچولو. این نمایشنامه هم در پاریس و هم در تهران طبع شده: نسخه ی پاریس به شکل دوزبانه و نسخه ی بازنگری شده ی تهران توسّط انتشارات دانشگاه تهران به زبان پارسی.
نقل قول  
این فایل کتاب نیست بلکه چکیده و نظر مترجم و یه چیزایی در مورد بکته.
کاملشو میخوام، اگه متن فرانسوی یا انگلیسیش هم باشه دیگه عالی میشه.
نقل قول  
گول خوردم!
دنبال نسخه کامل نمایشنامه بودم ولی خوندن درباره بکت رو همیشه توصیه میکنم
موفق باشید
نقل قول  
mohsen21
Member
۱۰ جمله ماندگار از بکت به انتخاب نشریه تلگراف:
«سعی کردی. شکست خوری. اشکالی ندارد. دوباره سعی کن. دوباره شکست بخور. بهتر شکست بخور.»
«هیچ چیز بامزه‌تر از شاد نبودن نیست، مطمئن باشید. بله، بله، شاد نبودن مسخره‌ترین چیز دنیاست.»
«عادت بزرگ‌ترین میراننده است.»
«نه، از هیچ چیز پشیمان نیستم، تنها پشیمانی من به دنیا آمدنم است، همیشه به نظرم مرگ کسل‌کننده‌ترین چیز دنیا بوده.»
«همه ما دیوانه به دنیا آمده‌ایم، برخی دیوانه می‌مانیم.»
«کلمات تنها چیزی هستند که ما داریم.»
«تولد، مرگ او بود.»
«من از سرنوشت انسان چه می‌دانم؟ درمورد کلم بیشتر می‌توانم برایتان حرف بزنم.»
«شما روی زمین هستید؛ هیچ درمانی برایش نداریم.»
«اول برقصید، بعد فکر کنید. نظم طبیعی همین است.»

منبع: پایگاه اطلاع رسانی موسسه شهر کتاب (چرا همچنان در انتظار گودو هستیم و 10 جمله ماندگار بکت)
http://www.bookcity.org/news-2690.aspx
نقل قول  
pooladd
Member
با سلام وسپاس فراوان از سایت بسیار عالیتون.من واقعا سورپرایز شدم .مررررررررررررررررررسی
نقل قول  
MAMED_SH
Member
هرکس آن را بنوشد دچار سکون می شود
نقل قول  
esmigel
Pro Member
پیش از هرچیز از هیچ عزیز به خاطر این مقاله ارزشمند سپاسگذارم
اول که چشمم به کتاب خورد گمان کردم نسخه کامل است ولی بعد که خواندم و دیدم تنها خلاصه داستان است و نقد اثر اندکی ناراحت شدم اما با این حال خواندمش.
فیلم در انتظار گودو (Waiting for Godot ) را دیده بودم و میدانستم داستان چیست ولی این مقاله مرا از اشتباهم آگاه کرد. در نگاه اول گمان کردم گودو (Godot) از واژه (god) خدا آمده است ولی خودِ بَکت در این مقاله ذکر میکند که من نمیدانم گودو کیست و اگر میدانستم در کتاب ذکر میکردم و از طرفی دلایلی که برای رد این تئوری ارائه شده بسیار محکم است.
در کلِ داستان شخصیت های اصلی همه کار میکنند. میخورند ، تفریح میکنند ، میخوابند و ... که به نظرم تمام اینها معنای زندگی را میدهد اما در کنار همه اینها این دو شخصیت هیچ کار جدیدی انجام نمیدهند و اسیر روزمرگی هستند حتی دیالوگهای دو روز هم دقیقا مانند یکدیگرند و فقط دو عنصر تکرار و انتظار در داستان تکرار می شود و در آخر هر دو روز هم که گودو نمی آید هر دو نا امید میشوند و به همدیگر میگویند: برویم ولی هیچ حرکتی نمیکنند و باز هم انتظار میکشند انتظار کسی که اصلا نمیدانند کیست؟ چه کمکی می تواند بکند؟ تنها فکر میکنند اگر او بیاید زندگیشان بهتر میشود.
بَکت در این کتاب میخواهد به بیهودگی انتظار برای آمدن یک منجی اشاره کند. منجی به معنای نشستن و انتظار کشیدن همه برای به پا خواستن یکنفر که زندگی همه را متحول میکند. بَکت در لفافه اشاره میکند که انتظار سمی است که هرکس آن را بنوشد دچار سکون می شود.
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You