بهرام پور
تندخوانی انتشارات پژواک کیوان

کوروش کبیر و پان ترکیسم

فردی به نام ((آیتان تبریز لی ))در نوشتاری به نام ((چشم ها راباید شست ،جور دیگر باید دید))که نه ساختار علمی دارد ون انشاء درستی ،ورجز نامه ای ست از قماش یاوه گویی های رایج در میان نژاد پرستان پان ترکیست

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.

» کتابناکهای مرتبط:
آفرینش زیانکار در روایات ایرانی
رویدادنامه نبونیدوس بابلی و کوروش هخامنشی
بستنی های باستانی

آگهی
نسخه ها
PDF
حجم: 153 کیلوبایت
دریافت ها: 1581
تعداد صفحات: 16
3.9 / 5
با 208 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 171
۱۳۸۹/۰۴/۲۸

بوک یار
آسان نشر

پاسخنگارش دیدگاه
هیرکان
Member
فاشسیت و ناسیونالیست مرد و به تاریخ پیوست و از خود به یادگار خون و نفرت و جنگ وشرمندگی برای بشریت به جای گذاشت

بله

ویرانه های درسدن برجای مانده از بمباران متفقین برهان قاطعی بود بر ابطال خیالات دور و دراز رایش سوم هزار ساله

ولی هیچ خردگرای مسلح به علم و دانش با تجزیه وتفرقه میهن خویش موافقت نمی نماید

وضعیت کشور های پیرامون نشاندهنده اهمیت وجود یک ریشه مشترک میان همه ایرانیان می باشد.
نقل قول  
shahin2020
Member
سخن آخر دوست عزیز
اینکه چه کسی زبان خود را می خواهد و چه کسی نمی خواهد به من ربطی ندارد،انسانیت و حقوق بشر می گوید که هر کسی زبان و فرهنگ و ملیتش را خواست باید داشته باشد و کسی حق ندارد از این حقوق انسانی دریغشان کند،و کسی هم نخواست به زور کسی حق ندارد بگوید که باید بخواهی.
موضوع این است که انسانها آزادی دارند و هیچ بنی بشری حق ندارد آزادی را از کسی سلب کند
موضوع این است که هیچ حکومتی نمیتواند به ملتی بگوید که باید اینگونه زندگی کنی،بلکه این ملت هستند که باید به حکومت بگویند باید اینگونه حکومت کنی.
اگر به من باشد من میگویم همه انگلیسی را یاد بگیرند تا ارتباط بین مردم دنیا بیشتر شود و اینگونه یک ملت شویم ولی این را قبول دارم نظر من ربطی به دیگری ندارد دیگری نمیخواهد انگلیسی را بلکه می گوید من زبان مادریم را می خواهم انسانیت حکم می کند که قبول کنی که حق دارد زبان مادریش را داشته باشد و گرنه دشمن آزادی هستی.
من بیش از این ادامه نمیدهم
زمانی که خردگرا شدید
زمانی که علم گرا شدید
زمانی که دگم بودن و ارتجاعی بودن و خشک مغزی را کنار گذاشتید
خودتان با مطالعه به حقایق پی می برید تا زمانی که دگم باشد و سنت پرست و مرتجع بحث وقت تلف کردن است
فاشسیت و ناسیونالیست مرد و به تاریخ پیوست و از خود به یادگار خون و نفرت و جنگ وشرمندگی برای بشریت به جای گذاشت
نقل قول  
هیرکان
Member
از اول دموکرات نبود،کم کم دموکرات شدند

بله!

به تدریج بدنه بالا دست دریافتند که دیگر دوران جنگ های مذهبی قرن هفدهم پایان یافته وسپس جامعه دریافت که جامعه پایبند قانون درست ومنطقی می تواند از مواحب آزادی برخوردار باشد واین جز آزادی زورکی و حکیم فرموده ای می باشد که دستاورد آن را در لیبی درگیر جنگهای فرقه ای می بینیم که هنوز مفهوم یک ملت با در نظر گرفتن آرا وادیان واقوام مختلف در آن ایجاد نشده است.
نقل قول  
shahin2020
Member
نقل قول از هیرکان:


حتی در سوئیس دموکرات هم یک جنگ کوچک اما موثر در سال 1847 برای جلوگیری از تجزیه کشور وخروج گمان دارم سه کانتون کاتولیک انجام گرفت.

در واقع بلژیک و یا به عبارتی هلند اسپانیا در پایان جنگهای ناپلئونی وبه عنوان کشوری حایل میان فرانسه وایالت های آلمانی ایجاد گردید.

انگلستان مجزا از ویلز واسکاتلند وایرلند شمالی کشوری یکپارچه می باشد.

الان 2014 است نه 1847 سویس از اول دموکرات نبود،کم کم دموکرات شدند و امروزه سوئیس یک کشور دموکرات است،حتی اوایل روی کار آمدن لیبرالیسم،لیبرالیسم بورژوازی بود که بدترین نوع بی عدالتی را آورد که منجر به سر بر آوردن مارکسیسم و کمونیسم شد ولی این لیبرال نیز پیشرفت کرد و لیبرال دموکراسی به وجود آورد که هم معتقد به آزادی و هم حمایت دولت از طبقه ضعیف و کارگر به منظور ایجاد عدالت در جامعه است
برادر من ناپلئون که یک دیکتاتور تمام عیار بود شما معنی دموکراسی را می دانید و این مثال را می زنید؟اصلا می دانید لیبرالیسم چیست؟
نقل قول  
هیرکان
Member
باید مدرن شوند و افکار ارتجاعی را رها کنند

معنی مدرنیته و بری بودن از ارتجاع جهان وطن وانترناسیونال بودن نیست.

آیا گمان دارید اکنون مردم بومی جزایر هاوایی مایل به استقلال وخروج از ایالات متحده می باشند؟
چرا ساکنان پولنزیایی ساکن جزایر اقیانوس آرام تحت الحمایه ایالات متحده ومستعمرات فرانسه در کاراییب وبویژه کشور گویان خواهان استقلال از فرانسه نیستند؟

وچرا اگر تا بدین حد لیبرالیسم شیرین است،کشور مهد آزادی یعنی فرانسه با استقلال جزیره کرس موافقت نمی نماید؟
نقل قول  
هیرکان
Member
چرا آلمان را مثال نمیزنید؟چرا سوئیس را مثال نمیزنید؟

آلمان وسوئیس هیچگاه حکومت یکپارچه نداشته اند.

حتی در سوئیس دموکرات هم یک جنگ کوچک اما موثر در سال 1847 برای جلوگیری از تجزیه کشور وخروج گمان دارم سه کانتون کاتولیک انجام گرفت.

اکنون نیز بلژیک گرفتار رقابت وعدم تجانس دو بخش آلمانی نژاد وفرانسه زبان می باشد.

در واقع بلژیک و یا به عبارتی هلند اسپانیا در پایان جنگهای ناپلئونی وبه عنوان کشوری حایل میان فرانسه وایالت های آلمانی ایجاد گردید.

انگلستان مجزا از ویلز واسکاتلند وایرلند شمالی کشوری یکپارچه می باشد.
نقل قول  
shahin2020
Member
نقل قول از هیرکان:
زبان آشوری،تات و کردی باید رسمی شود

در هند که بزرگترین دموکراسی دنیا نام گرفته و خلاف پاکستان ژنرال های کودتاچی نقش چندانی ندارند با وجود تعداد زبان ها ولهجه های فراوان در این کشور هزار ویک ملت زبان هندی و انگلیسی زبان رسمی کشور به حساب می آیند.

در هند با وجود باز بودن دست دولت های محلی با هرگونه تجزیه طلبی به شدت برخورد می شود که ناگالند وآسام وکشمیر نمونه ای از این واقعیت می باشد.

این چه استدلالی است که کردید کشور های عقب مانده و دیکتاتور وجود دارد و مشکل نیز این است که باید مدرن شوند و افکار ارتجاعی را رها کنند هندوستان نیز یکی از همین کشورها
چرا آلمان را مثال نمیزنید؟چرا سوئیس را مثال نمیزنید؟چرا بلژیک را مثال نمزنید؟چرا انگلیس را مثال نمیزنید؟
نقل قول  
هیرکان
Member
زبان آشوری،تات و کردی باید رسمی شود

در هند که بزرگترین دموکراسی دنیا نام گرفته و خلاف پاکستان ژنرال های کودتاچی نقش چندانی ندارند با وجود تعداد زبان ها ولهجه های فراوان در این کشور هزار ویک ملت زبان هندی و انگلیسی زبان رسمی کشور به حساب می آیند.

در هند با وجود باز بودن دست دولت های محلی با هرگونه تجزیه طلبی به شدت برخورد می شود که ناگالند وآسام وکشمیر نمونه ای از این واقعیت می باشد.

نقل قول  
shahin2020
Member
نقل قول از هیرکان:
بلکه اندیشه لیبرالسیتی دارند یعنی آزادی خواهی.تمام هویت طلبان آذربایجان لیبرال هستند.
و همچنین جنبش خلق عرب نیز یک جنبش لیبرالیستی است

حالا در این جمهوری لیبرال تکلیف دیگر اقوام چیست برای نمونه ارمنیان و آشوریان وتات ها وکرد های آذربایجان غربی چه وضعیتی پیدا می کنند.

این جنبش لیبرالی خلق عرب چه شیوه برای همزیستی با بختیاری های شمال خوزستان ودزفولی ها وآبادانی ها درپیش گرفته است؟

چرا از این قبیل جنبش های پویا ومترقی لیبرالی در مازندران وگیلان و حتی شیراز و اصفهان ایجاد نمی شود.

چرا جنبش لیبرالی خلق عرب در انگلستان فعالیت می نماید؟

خوب بلاخره یک سوال که مرتبط باشد پرسیدید:
اصولا یک حکومت لیبرال حکومتی است که در آن زبان تمام اقوام و ملت ها رسمی است،در آذربایجان زبان آشوری،تات و کردی باید رسمی شود
و همچنین در قسمت های عرب نشین و حکومت باید به صورت دموکراتیک و با رای همگانی اداره شود
حتی اگر تعدادشان زیاد بود کشور باید به صورت فدرال اداره شود
نقل قول  
هیرکان
Member
بلکه اندیشه لیبرالسیتی دارند یعنی آزادی خواهی.تمام هویت طلبان آذربایجان لیبرال هستند.
و همچنین جنبش خلق عرب نیز یک جنبش لیبرالیستی است


حالا در این جمهوری لیبرال تکلیف دیگر اقوام چیست برای نمونه ارمنیان و آشوریان وتات ها وکرد های آذربایجان غربی چه وضعیتی پیدا می کنند.

این جنبش لیبرالی خلق عرب چه شیوه برای همزیستی با بختیاری های شمال خوزستان ودزفولی ها وآبادانی ها درپیش گرفته است؟

چرا از این قبیل جنبش های پویا ومترقی لیبرالی در مازندران وگیلان و حتی شیراز و اصفهان ایجاد نمی شود.

چرا جنبش لیبرالی خلق عرب در انگلستان فعالیت می نماید؟
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You