بهرام پور
تندخوانی انتشارات پژواک کیوان

غزلیات سعدی

غزلیات سعدی

نویسنده:
ابومحمد مُصلِح بن عَبدُالله مشهور به سعدی شیرازی و مشرف الدین (۶۰۶ – ۶۹۱ هجری قمری) ، شاعر و نویسندهٔ پارسی‌گوی ایرانی است. مقامش نزد اهل ادب تا بدانجاست که به وی لقب استاد سخن داده‌اند. آثار معروفش کتاب گلستان در نثر و بوستان در بحر متقارب و نیز غزلیات وی است. غزلیات سعدی در چهار کتاب طیبات، بدایع، خواتیم و غزلیات قدیم گردآوری شده‌است.
ابومحمد مُصلِح بن عَبدُالله مشهور به سعدی شیرازی و مشرف الدین (۶۰۶ – ۶۹۱ هجری قمری) شاعر و نویسندهٔ پارسی‌گوی ایرانی است. شهرت او بیشتر به خاطر نظم و نثر آهنگین، گیرا و قوی اوست. مقامش نزد اهل ادب تا بدانجاست که به وی لقب استاد سخن داده‌اند. آثار معروفش کتاب گلستان در نثر و بوستان در بحر متقارب و نیز غزلیات وی است.

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.

» کتابناکهای مرتبط:
SADIS SCROLL OF WISDOM
بوستان سعدی
گلستان، برای دبیرستان ها

آگهی
نسخه ها
PDF
حجم: 3 مگابایت
دریافت ها: 41701
تعداد صفحات: 305
MP3
نسخه صوتی کتاب غزلیات سعدی  توسط koohsar62
MP3
غزلیات سعدی با صدای هوشنگ ابتهاج 1  توسط aliehsanif
MP3
غزلیات سعدی با صدای هوشنگ ابتهاج 2  توسط aliehsanif
نقدها

آگهی
4.7 / 5
با 1122 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 127
۱۳۸۷/۰۳/۰۱

بوک یار
آسان نشر

پاسخنگارش دیدگاه
aliehsanif
Member
مرا نه دولت وصل و نه احتمال فراق
نه پای رفتن از این ناحیت نه جای مقام

انصافا این سعدی کارش تو عاشقی واقعا درست بوده...
نقل قول  
aliehsanif
Member
«سعدیا،چون تو کجا نادره گفتاری هست‌//یا چو شیرین سخنَت نخل شکرباری هست‌»
یا چو بستان و گلستان تو گلزاری هست‌//هیچم ار نیست تمنای تواَم باری هست‌
«مشنو ای دوست که غیر از تو مرا یاری هست‌//یا شب و روز بجز فکر تواَم کاری هست»
لطف گفتار تو شد دامِ رهِ مرغِ هوس‌//به هوس بال زد و گشت گرفتار قَفس‌
پایبند تو ندارد سر دمسازی کس‌//موسی اینجاست بنهد رخت به امّید قَبَس‌
«به کمند سر زلفت نه من افتادم و بس‌//که به هر حلقهء زلف تو گرفتاری هست»
بی‌گلستان تو در دست بجز خاری نیست‌//به ز گفتار تو،بی‌شایبه،گفتاری نیست‌
فارغ از جلوهء حسنت در و دیواری نیست‌//ای که در دارِ ادب غیر تو دیّاری نیست‌
«گر بگویم که مرا با تو سروکاری نیست‌//در و دیوار گواهی بدهد کاری هست»
دل ز باغ سخنت وَرد کرامت بوید//پیرو مسلک تو راه سلامت پوید
دولت نامِ تو حاشا که تمامت جوید//کآب گفتار تو دامان قیامت شوید
«هرکه عیبم کند از عشق و ملامت گوید//تا ندیده‌ست ترا بر مَنَش اِنکاری هست»
روز نبود که به وصف تو سخن سرنکنم‌//شب نباشد که ثنای تو مکرّر نکنم‌
منکر فضل ترا نهی ز منکر نکنم‌//نزد اعمی صفت مهر منوّر نکنم‌
«صبر بر جور رقیبت چه کنم گر نکنم‌//همه دانند که در صحبت گل خاری هست»
هرکه را عشق نباشد،نتوان زنده شمرد//و آن‌که جانش ز محبّت اثری یافت،نمرد
تربت پارس چو جان جسم تو در سینه فشرد//لیک در خاک وطن آتش عشقت نفسرد
«باد خاکی ز مقام تو بیاورد و ببرد// آب هر طیب که در کلیهء عطاری هست»
سعدیا نیست به کاشانهء دل غیر تو کس‌//تا نفس هست به یاد تو برآریم نفس‌
ما بجز حشمت و جاه تو نداریم هوس‌//ای دَم گرمِ تو آتش زده در ناکس و کس‌
«نه من خام طمع عشق تو می‌ورزم و بس‌//که چو من سوخته در خیل تو بسیاری هست»
کامِ جان پرشکر از شعر چو قند تو بُوَد//بیت معمور ادب طبع بلند تو بود
زنده جان بشر از حکمت و پند تو بود//سعدیا گردنِ جانها به کمندِ تو بود
«من چه در پای تو ریزم که پسندِ تو بود//سر و جان را نتوان گفت که مقداری هست»
راستی دفتر سعدی به گلستان مانَد//طیّباتش به گل و لاله و ریحان ماند
اوست پیغمبر و آن نامه به فُرقان ماند//و آن‌که او را کند انکار به شیطان ماند
«عشق سعدی نه حدیثی است که پنهان ماند//داستانی است که بر هر سر بازاری هست»
تضمین شعر سعدی بوسیله ملک الشعراء بهار
نقل قول  
aliehsanif
Member
غزلیات سعدی تا کنون توسط خواننده های بسیاری به آواز خوانده شده
از آن جمله می توان شاهکارهایی از محمدرضا شجریانرا نام برد که در آلبوم هایی مثل دستان و نوا مرکب خوانی منتشر شده اند.
اما در میان آوازهای ایشان با اشعار سعدی، عزلی با مطلع " مرا دو دیده به راه و دو گوش بر پیغام // تو فارغی و به افسوس می‌رود ایام" همراه با تار محمدرضا لطفی در گوشه راک که در برنامه گلهای تازه 160 پخش شده است
کمتر شنیده شده به غایت زیباست و اگر نتوان گفت به زیبایی شعر افزوده ، حق مطلب در آن به کمال ادا شده است. لینک دانلود:
http://ghadimiya.persiangig.com/%da%af%d...ab%e2%99%ab.mp3

نقل قول  
masoud pak
Member
البته شکی نیست که در تمام انواع سخن ، از قصیده و غزل و مثنوی ، جناب فتحعلیخان صبا بر همگان سرآمد است .
نقل قول  
E R S
Publisher
"مرا خود با تو چیزی در میان هست
و گر نه روی زیبا در جهان هست"
نقل قول  
belher2
Member
افتاده ام زپا به جرعه نابی مدد رسان
ای چشمه سار وادی سرسبز لاله ها
نقل قول  
مری بلا
Member
رَنجورِ عشق

به نشود

جز به بویِ یار . . .
نقل قول  
irani222
Member
بخت آیینه ندارم که در او می نگری *** خاک بازار نیرزم که بر او می گذری
من چنان عاشق رویت که ز خود بی خبرم *** "تو" چنان فتنه خویشی که ز ما بی خبری
به چه ماننده کنم در همه آفاق "تو" را *** کان چه در وهم من آید "تو" از آن خوبتری
برقع از پیش چنین روی نشاید برداشت *** که به هر گوشه چشمی دل خلقی ببری
دیده ای را که به دیدار "تو" دل می نرود *** هیچ علت نتوان گفت بجز بی بصری
گفتم از دست غمت سر به جهان دربنهم *** نتوانم که به هر جا بروم در نظری
به فلک می رود آه سحر از سینه ما *** "تو" همی برنکنی دیده ز خواب سحری
خفتگان را خبر از محنت بیداران نیست *** تا غمت پیش نیاید غم مردم نخوری
هر چه در وصف "تو" گویند به نیکویی هست *** عیبت آنست که هر روز به طبعی دگری
گر "تو" از پرده برون آیی و رخ بنمایی *** پرده بر کار همه پرده نشینان بدری
عذر سعدی ننهد هر که "تو" را نشناسد *** حال دیوانه نداند که ندیدست پری

تقدیم به "تو" : با تو از ابراهیم حامدی!
با تو انگار تو بهشتم ...با تو پر سعادتم من...دیگه از مرگ نمیترسم....عاشق شهامتم من...
نقل قول  
1aramesh
Member
اول دفتر به نام ایزد دانا / صانع پروردگار حی توانا
اکبر و اعظم، خدای عالم و آدم / صورت خوب آفرید و سیرت زیبا
نقل قول  
amirsb
Member
ﺳﻠﺴﻠﻪ ﻣﻮﯼ ﺩﻭﺳﺖ، ﺣﻠﻘﻪٔ ﺩﺍﻡ ﺑﻼﺳﺖ * ﻫﺮ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺣﻠﻘﻪ ﻧﯿﺴﺖ ﻓﺎﺭﻍ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻣﺎﺟﺮﺍﺳﺖ
ﮔﺮ ﺑﺰﻧﻨﺪﻡ ﺑﻪ ﺗﯿﻎ، ﺩﺭ ﻧﻈﺮﺵ ﺑﯽﺩﺭﯾﻎ * ﺩﯾﺪﻥ ﺍﻭ ﯾﮏ ﻧﻈﺮ، ﺻﺪ ﭼﻮ ﻣﻨﺶ ﺧﻮﻧﺒﻬﺎﺳﺖ
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You